آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

172

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

ايران و انيران » « 1 » معرفى كرده بود . از مندرجات تاريخ طبرى ( نلدكه ، ص 111 ) استنباط مىشود ، كه اين كلمه عنوان رسمى وزير بزرگ بوده و عباراتى از يعقوبى و مسعودى نيز ديده شده ، حاكى از اينكه وزير بزرگ را تا پايان عهد ساسانيان وزرگ فرمذار ميخوانده‌اند . عنوان ديگر وزير در اندرزبذ « 2 » بود ، كه بمعنى مستشار دربار است . از جمله كسانى كه به اين مقام شامخ رسيده‌اند ، نام ابرسام در زمان اردشير اول « 3 » و نام خسرو يزدگرد در عهد يزدگرد اول « 4 » و نام مهرنرسه ملقب به هزاربندگ در دوره يزدگرد اول وهرام پنجم « 5 » و نام سورن پهلو در عهد بهرام پنجم « 6 » بر ما معلوم است . اطلاعات قليلى راجع بصلاحيت و اقتدار وزرگ فرمذار در دست است . حاجت به گفتن نيست ، كه وظيفه او اداره كردن كشور در تحت نظارت پادشاه بود ، ولى اكثر نيز امور را بنابر راى خود انجام ميداده است و از اين گذشته هنگاميكه پادشاه در سفر يا در جنگ بود ، وزير اعظم نايب السلطنه هم محسوب ميشده

--> ( 1 ) - اليزه ، لانگلوا ، ج 2 ، ص 190 و 192 . ( 2 ) - ر ك به ضميمه دوم و نيز مقايسه شود با هرتسفلد ، پايكولى ، لغات ، شماره 100 در اندرزبذ - اندرزبذ تيسفون . ( 3 ) - طبرى ، ص 816 ، نلدكه ، ص 9 ، كريستنسن AO ، ج 10 ، ص 43 و بعد . ابرسام در عين حال ارگبذ نيز بوده است ، بنابراين بخانواده ساسانيان تعلق داشته . آقاى گيرشمن ضمن نامه خود بتاريخ 3 ژويه 1940 با كمال لطف رونوشت كتيبه‌اى را ، كه در فيروزآباد يافته‌اند و از ابرسام ورزگ فرمذار است ، براى من فرستاده‌اند . موضوع كتيبه ساختمان پلى است . ( 4 ) - لابور ، ص 97 . ( 5 ) - طبرى ، ص 849 و 868 و بعد ، نلدكه ، ص 75 ببعد و 108 ببعد . ( 6 ) - لازار فارپى ، لانگلوا ، ج 2 ، ص 270 .